السلام یا مولا
السلام ای که تو شمس الشموسی السلام ای که تو انیس انفوسی
افتادم از پا یا هیو یا هو دستم بگیر ای ضامن اهو
(مولا امام هشتم)
سلام به تو اقا عزیز و بی قریبی
وقتی میام تو صحنت میای پیشم می شینی
وقتی میام تو صحنت اقا اروم می گیرم
یواش مثل کبوتر یه گوشه ای می شینم (مولا امام هشتم)
تو حرمت می شینم گنبدتو می بینم
انقدر میمونم اقا تا که حاجت بگیرم
وقتی با هم می خوندیم اون شعر اسلامو
انگار که اینجا بودیم تو می شنیدی صدامو
(مولا امام هشتم)
منم مثل کبوتر رو بوم تو می شینم
انگار که روبرومی دارم تو رو می بینم
عمریه من گداتم عمریه که اسیرم
انقدر میام به مشهد تا کربلا بگیرم
مدد عزیز زهرا برای ما دعا کن
ما رو با یه اشاره راهی کربلا کن
|
|
زندگینامه امام رضا (ع) نام: على كنیه: ابوالحسن (چون كنیه امام موسى كاظم (ع) نیز ابوالحسن است، به امام رضا(ع) ابوالحسن ثانى نیز گفته مىشود). القاب: رضا، صابر، رضى، وفى، فاضل و صدیق. از میان لقبهاى فوق، «رضا» شهرت بیشترى دارد. علت این كه آن حضرت را «رضا» نامیدهاند، این است كه پسندیده خدا در آسمان و مورد خشنودى رسول خدا(ص) و ائمه اطهار (ع) در زمین بوده و دوستان و دشمنان به اتفاق از وى خشنود و راضى بودند. منصب: معصوم دهم و امام هشتم شیعیان. همچنین به مدت سه سال ولیعهد مأمون عباسى بود. تاریخ تولد: یازدهم ذیقعده سال 148 هجرى. برخى مورخان تاریخ تولد آن حضرت را سال 151 هجرى و برخى دیگر سال 153 هجرى، پنج سال پس از وفات امام جعفر صادق(ع) دانستهاند. محل تولد: مدینه مشرفه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى). نسب پدرى: ابوالحسن، موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسین بن علىبن ابىطالب(ع). نام مادر: نجمه. نامهاى دیگرى نیز براى او نقل شده است؛ مانند: تكتم، اروى، سكن، ام البنین، شقرا، خیزران، سمانه، صقر و طاهره. این بانوى فاضله كه با تربیت حمیده -مادر امام موسى كاظم(ع)- به كمالات انسانى و اخلاق اسلامى دست یافته بود، بهترین زنان عصر خویش در تعقل، دیندارى و حیا بود. مدت امامت: از زمان شهادت پدرش، امام موسى كاظم (ع)، در رجب سال 183، تا سال 203 هجرى، به مدت بیست سال. آن حضرت در سن 35 سالگى به امامت رسید. تاریخ و سبب شهادت: آخر ماه صفر سال 203 هجرى به وسیله زهرى كه مأمون عباسى در خراسان به آنحضرت خورانید. حضرت رضا (ع) در هنگام شهادتش، 55 ساله بود. برخى سال شهادت آن حضرت رإ؛ حح سال 205 و برخى 201 هجرى دانستهاند. محل دفن: مشهد مقدس (در استان خراسان، در كشور ایران). همسران: 1. سبیكه یا خیزران، مادر امام محمد تقى (ع). 2. ام حبیبه (دختر مأمون). و چند ام ولد. فرزندان: 1. امام محمد تقى (ع) كه پس از شهادت پدرش، در سن هفت سالگى به امامت رسید. علماى شیعه ایشان را تنها فرزند امام رضا (ع) دانسته اند؛ اما در برخى منابع، فرزندان دیگرى نیز براى آن حضرت ذكر شده است كه عبارتند از: 2. ابو محمد حسن. 3. جعفر. 4. ابراهیم. 5. حسن. 6. عایشه. 7. فاطمه. 1 . دعبل بن على خزاعى. 2. حسن بن على وشّاء بجلى. 3. حسن بن على بن فضال. 4. حسن بن محبوب. 5. زكریا بن آدم اشعرى قمى. 6. صفوان بن یحیى بجلى. 7. محمد بن اسماعیل بن بزیع. 8. نصر بن قابوس. 9. ریّان بن صلت. 10. محمد بن سلیمان دیلمى. 11. على بن حكم انبارى. 12. عبداللّه بن مبارك نهاوندى. 13. حمّاد بن عثمان. 14. حسن بن سعید اهوازى. 15. محمد بن سنان. گفتنى است كه ،تعداد یاران و اصحاب آن حضرت، بیش از این است و در این جا تنها نام تعداد اندكى از آنان آورده شد.
1. منصور عباسى (158-136 ق.). 2. مهدى عباسى (169-158 ق.). 3. هادى عباسى (170-169 ق.). 4. هارون الرشید (193-170 ق.). 5. محمد امین (198-193 ق.). 6. مأمون عباسى (218-196 ق.).
زندگی در در مدینه : امام رضا (علیه السلام) تا قبل از هجرت به مرو در مدینه زادگاهشان، ساکن بودند و در آنجا در جوار مدفن پاک رسول خدا و اجداد طاهرینشان به هدایت مردم و تبیین معارف دینی و سیره نبوی میپرداختند. مردم مدینه نیز بسیارامام را دوست میداشتند و به ایشان همچون پدری مهربان مینگریستند. تا قبل از این سفر، با اینکه امام بیشتر سالهای عمرش را در مدینه گذرانده بود، اما در سراسر مملکت اسلامی پیروان بسیاری داشت که گوش به فرمان اوامرامام بودند.
امامت حضرت رضا (علیه السلام): امامت و وصایت حضرت رضا(علیه السلام) بارها توسط پدر بزرگوار و اجداد طاهرینشان و رسول اکرم (صلی الله و علیه و اله) اعلام شده بود. به خصوص امام کاظم (علیه السلام) بارها در حضور مردم ایشان را به عنوان وصی وامام بعد از خویش معرفی کرده بودند اوضاع سیاسی: مدت امامت امام هشتم در حدود بیست سال بود که میتوان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کرد: ده سال اول امامت آن حضرت، که همزمان بود با زمامداری هارون. 1- پنج سال بعد از آن که مقارن با خلافت امین بود. 2- پنج سال آخر امامت آن بزرگوار که مصادف با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامی آن روز بود. مدتی از روزگار زندگانی امام رضا(علیه السلام) همزمان با خلافت هارون الرشید بود. در این زمان است که مصیبت دردناک شهادت پدر بزرگوارشان و دیگر مصیبتهای اسفبار برای علویان (سادات و نوادگان امیرالمؤمنین) واقع شده است. در آن زمان کوششهای فراوانی در تحریک هارون برای کشتن امام رضا (علیه السلام) میشد تا آنجا که در نهایت هارون تصمیم بر قتل امام گرفت؛ اما فرصت نیافت نقشه خود را عملی کند. بعد از وفات هارون فرزندش امین به خلافت رسید. در این زمان به علت مرگ هارون ضعف و تزلزل بر حکومت سایه افکنده بود و این تزلزل و غرق بودن امین در فساد و تباهی باعث شده بود که او و دستگاه حکومت، از توجه به سوی امام و پیگیری امر ایشان بازمانند. از این رو میتوانیم این دوره را در زندگی امام دوران آرامش بنامیم. اما سرانجام مأمون عباسی توانست برادر خود امین را شکست داده و او را به قتل برساند و لباس قدرت را به تن نماید و توانسته بود با سرکوب شورشیان فرمان خود را در اطراف و اکناف مملکت اسلامی جاری کند. او میاندیشید اگرامام خلافت را نپذیرد ایشان را به اجبار ولیعهد خود میکند که در اینصورت بازهم خلافت و حکومت او در میان مردم و شیعیان توجیه میگردد و دیگر اعتراضات و شورشهایی که به بهانه غصب خلافت و ستم، توسط عباسیان انجام میگرفت دلیل و توجیه خود را از دست میداد و با استقبال مردم و دوستداران امام مواجه نمیشد. از طرفی او میتوانست امام را نزد خود ساکن کند و از نزدیک مراقب رفتارامام و پیروانش باشد و هر حرکتی از سوی امام و شیعیان ایشان را سرکوب کند. همچنین او گمان میکرد که از طرف دیگر شیعیان و پیروان امام، ایشان را به خاطر نپذیرفتن خلافت در معرض سئوال و انتقاد قرار خواهند داد وامام جایگاه خود را در میان دوستدارانش از دست میدهد. سفر به سوی خراسان: مأمون برای عملی کردن اهداف ذکر شده چند تن از مأموران مخصوص خود را به مدینه، خدمت حضرت رضا (علیه السلام) فرستاد تا حضرت را به اجبار به سوی خراسان روانه کنند. همچنین دستور داد حضرتش را از راهی که کمتر با شیعیان برخورد داشته باشد، بیاورند. مسیر اصلی در آن زمان راه کوفه، جبل، کرمانشاه و قم بوده است که نقاط شیعهنشین و مراکز قدرت شیعیان بود. مأمون احتمال میداد که ممکن است شیعیان با مشاهده امام در میان خود به شور و هیجان آیند و مانع حرکت ایشان شوند و بخواهند آن حضرت را در میان خود نگه دارند که در این صورت مشکلات حکومت چند برابر میشد. لذا امام را از مسیر بصره، اهواز و فارس به سوی مرو حرکت داد.ماموران او نیز پیوسته حضرت را زیر نظر داشتند و اعمال امام را به او گزارش میدادند.
ولایت عهدی: اری، چون حضرت رضا (علیه السلام) وارد مرو شدند، مأمون از ایشان استقبال شایانی کرد و در مجلسی که همه ارکان دولت حضور داشتند صحبت کرد و گفت: "همه بدانند من در آل عباس و آل علی (علیه السلام) هیچ کس را بهتر و صاحب حقتر به امر خلافت از علی بن موسی رضا(علیه السلام) ندیدم." پس از آن به حضرت رو کرد و گفت: "تصمیم گرفتهام که خود را از خلافت خلع کنم و آن را به شما واگذار نمایم." حضرت فرمودند: "اگر خلافت را خدا برای تو قرار داده جایز نیست که به دیگری ببخشی و اگر خلافت از آن تو نیست، تو چه اختیاری داری که به دیگری تفویض نمایی." مأمون بر خواسته خود پافشاری کرد و برامام اصرار ورزید. اماامام فرمودند: "هرگز قبول نخواهم کرد." وقتی مأمون مأیوس شد گفت: "پس ولایت عهدی را قبول کن تا بعد از من شما خلیفه و جانشین من باشید." این اصرار مأمون و انکارامام تا دو ماه طول کشید و حضرت قبول نمیفرمودند و میگفتند: "از پدرانم شنیدم، من قبل از تو از دنیا خواهم رفت و مرا با زهر شهید خواهند کرد و بر من ملائک زمین و آسمان خواهند گریست و در وادی غربت در کنار هارون الرشید دفن خواهم شد." اما مأمون بر این امر پافشاری نمود تا آنجاکه مخفیانه و در مجلس خصوصی حضرت را تهدید به مرگ کرد. لذا حضرت فرمودند: "اینک که مجبورم، قبول میکنم به شرط آنکه کسی را نصب یا عزل نکنم و رسمی را تغییر ندهم و سنتی را نشکنم و از دور بر بساط خلافت نظر داشته باشم." مأمون با این شرط راضی شد. پس از آن حضرت، دست را به سوی آسمان بلند کردند و فرمودند: "خداوندا! تو میدانی که مرا به اکراه وادار نمودند و به اجبار این امر را اختیار کردم؛ پس مرا مؤاخذه نکن همان گونه که دو پیغمبر خود یوسف و دانیال را هنگام قبول ولایت پادشاهان زمان خود مؤاخذه نکردی. خداوندا، عهدی نیست جز عهد تو و ولایتی نیست مگر از جانب تو، پس به من توفیق ده که دین تو را برپا دارم و سنت پیامبر تو را زنده نگاه دارم. همانا که تو نیکو مولا و نیکو یاوری هستی. شهادت امام رضا (ع): در نحوه به شهادت رسیدن امام نقل شده است که مأمون به یکی از خدمتکاران خویش دستور داده بود تا ناخنهای دستش را بلند نگه دارد و بعد به او دستور داد تا دست خود را به زهر مخصوصی آلوده کند و در بین ناخنهایش زهر قرار دهد و اناری را با دستان زهرآلودش دانه کند و او دستور مأمون را اجابت کرد. مأمون نیز انار زهرآلوده را خدمت حضرت گذارد و اصرار کرد که امام از آن انار تناول کنند. اما حضرت از خوردن امتناع فرمودند و مأمون اصرار کرد تا جایی که حضرت را تهدید به مرگ نمود و حضرت به جبر، قدری از آن انار مسموم تناول فرمودند. بعد از گذشت چند ساعت زهر اثر کرد و حال حضرت دگرگون گردید و صبح روز بعد در سحرگاه روز 29 صفر سال 203 هجری قمری امام رضا (علیه السلام) به شهادت رسیدند. تدفین امام رضا ( ع): به قدرت و اراده الهی امام جواد (علیه السلام) فرزند وامام بعد از آن حضرت به دور از چشم دشمنان، بدن مطهر ایشان را غسل داده و بر آن نماز گذاردند و پیکر پاک ایشان با مشایعت بسیاری از شیعیان و دوستداران آن حضرت در مشهد دفن گردید و قرنهاست که مزار این امام بزرگوار مایه برکت و مباهات ایرانیان است.
احادیثی از امام رضا (ع) تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا و لا تحـاشمـوا به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید. مَن حاسَبَ نَفسَهُ رَبَحَ وَمَن غَفَلَ عَنهَا خَسِر آن کسى که نفسش را محاسـبه کند، سـود برده است و آن کسى که از محاسبه نفس غافل بماند ، زیان دیده است. مَن رَضى عن الله تعالى بالقَلیل مِن الرّزق رضَى الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل هر کـس به رزق و روزى کم از خدا راضى باشد ، خداوند از عمل کم او راضى خواهد بود . لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِى المَعیشَةِ ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا. هیچ بنده اى حقیقت ایمانش را کامل نمى کند مگر این که در او سه خصلت باشد: دین شناسى ، تدبر نیــکو در زندگى ، و شکیـبایى در مصیبتها و بلاها. " رَحِمَ اللهُ عَبْداً أحْيى أمْرَنا، قيلَ: كَيْفَ يُحْيى أمْرَكُمْ؟ وَ قالَ (عليه السلام) : يَتَعَلَّمُ عُلُومَنا وَيُعَلِّمُها النّاسَ " « رحمت خدا بر كسى باد كه أمر ما را زنده نمايد، سؤال شد: چگونه؟ حضرت پاسخ داد: علوم ما را فرا گيرد و به ديگران بياموزد. " » مَـن فـرّج عن مـومـن فـرّج الله عَن قَلبه یـَوم القیمة هر کس اندوه و مشکلى را از مومنى بر طرف نماید ، خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد. صدیقُ کلُّ امری عَقلُهُ و عَدُوُّهُ جَهلُهَ دوست هرکسی عقل اوست و دشمن هر کس نادانی اوست. ان الایمان افضل من الاسلام بدرجة, والتقـوى افضـل مـن الایمان بدرجة و لم یعط بنوآدم افضل من الیقین. ایمان یک درجه بالاتر از ا لام است, و تقوا یک درجه بالاتر از ا مان است و به فـرزنـد آدم چیزى بـالاتـر از یقیـن داده نشده است. اَحسِنِ الظَّنَّ بِالله فاِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَل یَقولُ : اَنَا عِندَ ظَنِّ عَبدی بِی فَلا یَظُنَّ بی الّا خَیراً. گمــان نیــکو به خــداوند داشته باش زیرا خداوند عــز و جل می فرماید: من در نزد گمان بنده ام حاضرم پس بنده ام جز گمان خیر به من نداشته باش. مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً یُحیَی فیه أمْرُنا, لَمْ یَمُتْ قَلبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ القُلُوبُ. هر كه در مجلسی بنشیند كه در آن معارف ما [اهل بیت] زنده شود ، در روزی كه قلبها میمیرد ، قلب او نخواهد مرد. مَا زارَني أحَدٌ مِنْ أولِيائِي عارِفاً بِحَقِّي، إلّا شُفِّعْتُ فيهِ يَوْمَ القِيامَةِ. هيچ يک از دوستانم مرا با شناخت حقّم زيارت نمیكند ، مگر اينكه روز قيامت شفاعتم دربارۀ او پذيرفته میشود. مِن أخْلاقِ الأنْبِیاءِ التَّنْظیفُ. نظافت و پاکيزگی، از ا خلاق پیامبران است «لاتطلبوا الهدي في غير القرآن قتضلوا» در غير از قرآن هدايت نجوييد كه گمراه خواهيد شد. "لايَدخُلُ الفَقرَ بَيتاً فِيهِ اسْمُ فَاطِمَة مِنَ النِّسَاءِ"؛ در خانهاى كه نام يكى از زنان فاطمه باشد محروميت داخل نمىشود. ما حد التَّوکل؟ فقال لی : اَن لا تَخافَ معَ اللهِ اَحَداً از امام رضا علیه السلام پرسیدند: حد توکل چیست؟ حضرت فرمودند: اینکه با وجود خدا از هیچ کس نترسی
روایاتی از امام رضا (ع) هرکس به فقیر مسلمان، طوری سلام کند که با سلامش به ثروتمندان متفاوت باشد، خداوند را در حالی ملاقات کند، که بر او خشمگین باشد. دوستی و مودت با مردم، نیمی از خرد است. یاری به ناتوان، از بهترین صدقههاست. ایمان چهار رکن دارد: توکّل بر خدا، رضا به قضای خدا، تسلیم به امر خدا، واگذاری کار به خدا. دوست هرکس عقل او، و دشمن او جهل و نادانی اوست. بخیل را آسایشی نیست و حسود را خوشی و لذّتی نیست و پادشاهان را وفایی نیست و دروغگو را مروّت و مردانگی نیست. هرکس به روزی کم، از خدا راضی باشد، خداوند از عمل کم او، راضی است. صله رحم بهجا آور، گرچه با جرعه آبی باشد و بهترین صله رحم خودداری از آزار است
نماز عید روز عید فرا میرسد. مأمون از امام رضا علیهالسلام درخواست میکند که نماز عید را با مردم به جا آورد. امام رضا علیهالسلام شرط ولایتعهدی را به مأمون گوشزد میکند، و میفرماید: مرا از نمازگزاردن با مردم معاف دار. مأمون اصرار میورزد. امام علیهالسلام میفرماید: «من به شیوهای پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم و امیرالمؤمنین علیهالسلام رفتار خواهم کرد». مأمون میپذیرد. امام عمامه سفید به سر بست و بوی خوش استفاده کرد و عصا به دست گرفت و با پای برهنه حرکت فرمود. چون به در خانه رسید، با صدای بلند تکبیر گفت و انبوه جمعیت با امام علیهالسلام همصدا شدند. در و دیوار شهر مرو از غریو تکبیر و گریه و فریاد، به لرزه درآمد. مأمون از اوضاع موجود بیمناک شد و پیغام فرستاد که امام به خانه باز گردد، و بدینسان مراسم به انجام نرسید.
حدیث سلسلة الذهب امام رضا علیهالسلام وقتی وارد نیشابور شد، مورد استقبال بینظیر نیشابور قرار گرفت. وقتی کاروان به وسط شهر رسید، دو تن از حافظان احادیث نبوی به نامهای ابوزرعه رازی و محمّد بن اسلم طوسی به همراه گروه بیشماری از علما و طالبان علم و اهل حدیث، از امام علیهالسلام خواستند رخسار مبارک خود را به آنان نشان بدهد و از زبان خود به آنها حدیث بگوید. امام علی بن موسی الرضا علیهالسلام ضمن جملاتی فرمود: «خداوند سبحان فرموده است: کلمه لا اله الّا اللّه حصار من است، هرکس آن را بگوید به این حصار در میآید و هرکس در این دژ درآید، از عذاب من ایمن باشد.» و بعد از چند قدم حرکت با آواز بلند فرمود: «این شروطی دارد و من از جمله شروط آنم». منابع 1- مرکز نشر اعتقادات 2- کتاب شیخ صدوق 3- سایت علمی دانشجویان ایران 4- سایت انتظار 86 5- اصول کافی جلد 5 6- منتهي الاامال 7- اصول کافی جلد 6 9- مرکز تحقیقات علوم اسلامی 8- عيون اخبارالرضا جلد2
| ||





